صندلی هوشمندی که شما را به زور از جایتان بلند می کند!
جملاتی که در بالا خواندید حرفهای مادرتان بود که در زمان نوشتن مشقهایتان به طور مرتب به شما می گفت، اما شما می توانید در آینده این وظیفه مهم سرزنش کردن فرزندانتان را به عهده صندلی هوشمندی بگذارید که گروهی از فیزیکدانان دانشگاه بیلفلد آلمان آن را طراحی کرده اند.
این صندلی هوشمند که Intelli Chair نام دارد، منطبق با حالت نادرست و طولانی مدت نشستن بر روی آن یک پیام صوتی را به اطلاع فرد می رساند که می تواند نسخه دیجیتالی همان سرزنشهای قدیمی مادرها باشد.این صندلی زمانی که فرد برای ساعتهای طولانی در وضعیتی غیرعادی و نامناسب بر روی آن نشسته باشد شروع به حرف زدن می کند و آنقدر به حرف زدن ادامه می دهد تا فرد موقعیت نشستن خود را اصلاح کند. این صندلی هوشمند ثمره سالها تحقیقات در عرصه "فن ترجمه اطلاعات رایانه ای به سیگنالهای صوتی" است.

صدایی که از صندلی شنیده می شود به فرد اطلاع می دهد که اکنون باید موقعیت خود را تغییر دهد و یا حتی بلند شود، کمی بدن خود را کش بدهد، دو قدم راه برود و یا غذای مختصری بخورد. چهار حسگری که روی نشیمن و چهار حسگر دیگر که روی پشتی صندلی قرار گرفته اند این صندلی را هوشمند کرده اند به طوریکه می تواند بهترین زمان و موقعیت نشستن را ارزیابی کرده و سپس راه بلوتوث این اطلاعات را به رایانه منتقل کنند. به محض پردازش این اطلاعات در رایانه، صندلی پیام صوتی خود را منتقل می کند.
براساس گزارش کورییره دلا سرا، این صندلی می تواند در ادارات و در کلاسهای درس کاربرد داشته باشد شاید در آینده به جای ناظم مدرسه، این صندلی هوشمند تشخیص دهد که زنگ تفریح باید زده شود.
کتاب آموزش نرم افزار Protel99SE
بخش هایی که در این آموزش خواهید یافت :
- ساخت پروژه جدید
- قرار دادن قطعات و اتصال آنها به هم
- نام گذاری و تنظیم مشخصات
- تنظیمات فوت پرینت ها
- وارد کردن شماتیک به PCB
- قوانین فیبر و نهایی سازی آن
نجار و عاقبت کار
كار فرما از اینكه كارگر خویش را از دست می داد، ناراحت بود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت. كارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه ای برایش بسازد و بعد بازنشسته شود.
نجار قبول كرد ولی دیگر دل به كار نمی بست، چون می دانست كه كارش آینده ای نخواهد داشت. از چوبهای نامرغوب برای ساخت خانه استفاده كرد و كارش را از سر سیری انجام داد.
وقتی كارفرما برای دیدن خانه آمد، كلید خانه را به نجار داد و گفت: این خانه هدیه من به شماست، بابت زحماتی كه در طول این سالها برایم كشیده اید.
نجار وارفت، او در تمام این مدت در حال ساختن خانه ای برای خودش بود و حالا مجبور بود در خانه ای زندگی كند كه اصلا خوب ساخته نشده بود.
شاه عباس و بلبل سخنگو
زیرکی پسر
- قرآن.
- از كجای قرآن؟
- انا فتحنا....
نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.
سپس یك سكه زر به پسر داد ؛ اما پسر از گرفتن آن اباکرد.
نادر گفت: چر ا نمی گیری؟
گفت: مادرم مرا میزند . میگوید تو این پول را دزدیده ای.
نادر گفت: به او بگو نادر داده است.
پسر گفت:مادرم باور نمیكند.
میگوید: نادر مردی سخی است . او اگر به تو پول میداد ، یك سكه نمیداد. زیاد میداد. حرف او بر دل نادر نشست. یك مشت پول زر در دامن او ریخت.
از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.
دزد نمك شناسی كه حاكم شد !
او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند.روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حین صحبت هاشان گفتند:
چرا ما همیشه با فقرا و آدم هایى معمولى سر و کار داریم و قوت لا یموت آن ها را از چنگشان بیرون مى آوریم ، بیایید این بار خزانه سلطان را بزنیم که تا آخر عمر برایمان بس باشد.
البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آن ها تمامى راه ها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آن ها را مشغول کرده بود، تا سرانجام بهترین راه ممکن را پیدا کردند و خود را به خزانه رسانیدند.
خزانه مملو از پول و جواهرات قیمتى و ... بود. آن ها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلا جات و عتیقه جات در کوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در این هنگام چشم سر کرده باند به شى ء درخشنده و سفیدى افتاد، گمان کرد گوهر شب چراغ است . نزدیک رفت و آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمک است .بسیار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پیشانى زد ، به طورى که رفقایش متوجه او شدند و خیال کردند اتفاقى پیش آمده ، یا نگهبانان خزانه با خبر شده اند. خیلى زود خودشان را به او رسانیدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟ او که آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پیدا بود، گفت :
افسوس که تمام زحمت هاى چندین روزه ما به هدر رفت ؛چون ما نمک گیر سلطان شدیم ، من ندانسته نمکش را چشیدم ، دیگر نمى شود مال و دارایى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است که ما نمک کسى را بخوریم و نمکدان او را هم بشکنیم و...
آن ها در آن دل سکوت سهمگین شب ، بدون این که کسى بویى ببرد ، همه جواهرات را رها كرده و با دست خالى به خانه هاشان باز گشتند.
صبح که شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد، تازه متوجه شدند که شب خبرهایى بوده است ، سراسیمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانیدند، دیدند جواهرات سر جایشان نیستند، اما در آنجا بسته هایى به چشم مى خورد. آن ها را که باز کردند و دیدند جواهرات در میان بسته ها است ، بررسى دقیق که کردند ،دیدند که دزد یا دزدان هیچ جواهری را نبرده اند. و گرنه الآن خدا مى داند سلطان با آنان چه مى کرد و...
بالآخره خبر به سلطان رسید و خود آمد و از نزدیک صحنه را مشاهده کرد، آنقدر این کار برایش عجیب و شگفت آور بود که انگشتش را به دندان گرفته و با خود گفت :
عجب ! این چگونه دزدى است ؟ براى دزدى آمده و با آن که مى توانسته همه چیز را ببرد، ولى چیزى نبرده است ؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟... ولى هر جور که شده باید ریشه یابى کنم و ته و توى قضیه را در آورم .
سلطان در همان روز اعلام کرد: هر کس شب گذشته به خزانه آمده ، در امان است. او مى تواند نزد من بیاید، من بسیار مایلم از نزدیک او را ببینم و بشناسم .
این اعلامیه سلطان به گوش سرکرده دزدها رسید، دوستانش را جمع کرد و به آن ها گفت :
سلطان به ما امان داده است ، برویم پیش او تا ببینیم چه مى گوید.
آن ها نزد سلطان آمده و خود را معرفى کردند، سلطان که باور نمى کرد دوباره با تعجب پرسید:
این کار تو بوده ؟ گفت: آرى . سلطان پرسید: با این که مى توانستى همه چیز را ببرى ،ولى چیزى را نبردى ؟ گفت : چون نمک شما را چشیدم و نمک گیر شدم .
و بعد جریان را مفصل براى سلطان گفت . سلطان به قدرى عاشق و شیفته کرم و بزرگوارى او شد که گفت : حیف است انسان نمک شناسى مثل تو، جاى دیگرى باشد، تو باید در دستگاه حکومت من کار مهمى را بر عهده بگیرى ، و حکم خزانه دارى را براى او صادر کرد.
آرى او یعقوب لیث بود و چند سالى حکمرانى کرد و سلسله صفاریان را تاسیس نمود.
نکته :
به یاد داشته باشیم، هركجا نمک خوردیم ، نمکدان را نشکنیم !!
حكایت عرب چموش
عربی بدوی گرسنه از بیابان گذر میکرد تا به کنار نهر آبی رسید ، دید که مردی عرب سفره ای پر از نان و گوشت را جلو خود گذارده و لقمه ها را پشت سر هم با لذت میخورد . مرد گرسنه آمد و جلو مرد عرب نشست ، عرب در حین خوردن غذا چشمش به مرد بدوی افتاده و پرسید : یا اخی از کجا می آیی ؟ مرد در جواب گفت : از قبیله تو می آیم
مرد عرب پرسید : از منازل من گذر کردی ؟
مرد گرسنه جواب داد : آری بسیار معمور و آبادان دیدم
عرب شادمان شده پرسید : سگ من که بقاع نام دارد را دیدی ؟
- آری دیدم ، گله گوسفندان ترا چنان نگهبانی می کند که از یک فرسنگی گرگ را جرات نزدیک شدن نیست .
- عرب که از خوشحالی در پوست خود نبود پرسید : پسرم خالد را دیدی ؟
- آری در مکتب پهلوی معلم نشسته بود و به آواز بلند قران می خواند
- مادر خالد را دیدی ؟
- به ، به در تمام عرب چون او زنی نیست به کمال عفت و طهارت و غا یت عصمت
- شتر آبکش مرا دیدی ؟
- به غایت فربه و تازه بود چنانکه پشتش به کوهان برابر شده بود .
- قصر مرا هم دیدی ؟ زیبا بود ؟ از معماری آن چه نظری داری ؟
- ایوان او سر به کیوان رسانده بود و من هرگز عالی تر از آن بنائی ندیده ام .
عرب چون احوال خانمان معلوم کرد و دانست که هیچ مکروهی نیست ، به فراغت نان و گوشت به قدر سیری بخورد و به مرد بدوی هیچ نداد و بعد از سیر شدن سفره را جمع کرده در انبان گذاشت و محکم ببست .
بدوی گرسنه که دید خوش آمد گفتن او نتیجه ای نبخشید ، ملول شد . در این وقت سگی بدان جا رسید . صاحب انبان استخوانی که از گوشت مانده بود پیش سگ انداخت و برخاست تا برود .
بدوی بی طاقت شد و گفت : اگر سگ تو بقاع زنده می بود ، درست به این سگ می مانست
عرب گفت : مگر بقاع من مرده است ؟
- بلی در پیش من مرد . بقای عمر تو باد .
- سبب مردن او چه بود ؟
- از بس گوشت شتر آبکش تو را بخورد ، کور شد . بعد آن بمرد
- شتر آبکش مرا چه آفت رسیده بود که بمرد ؟
- او را در تعزیت مادر خالد کشتند .
- مگر مادر خالد نیز بمرده است ؟
- بلی ، از بسکه نوحه میکرد و سر بر گور خالد می کوفت ، مغزش خلل یافت
- مگر خالد من هم بمرده است ؟
- بلی و سبب مردنش زلزله ای بود که قصر و ایوانی که ساخته بودی را خراب کرده و خالد در زیر آوار بماند .
مرد عرب که اخبار وحشتناک را استماع نمود ، انبان نان و گوشت را به کناری افکنده و بر سر کوبان و نوحه کنان راه بادیه را در پیش گرفت ، بدوی گرسنه انبان بربود و فرار نموده در گوشه ای به خوردن ما بقی نان و گوشت مشغول گشت .
همایش شبکه های الکتریکی هوشمند برگزار می شود
به گزارش خبرگزاری مهر، سید کارن خاتمی فرد- دبیر اجرایی این همایش سخنرانی، ارایه مقاله، میزگرد، کارگاه های آموزشی و برگزاری نمایشگاه را از برنامه های جنبی این همایش نام برد و گفت: طبق گفته های وزیر نیرو تا سه سال آینده تعداد 20 میلیون کنتور هوشمند در کشور نصب خواهد شد این در حالی است که به دلیل کمبود تولید این کنتورها در ایران، واردات این نوع کنتورها آغاز شده است.
وی اظهار داشت: مزیت های کنتورهای هوشمند این است که، مصرف کننده می تواند بنا به اختیار خود در ساعات مختلف، برق خود را از تولید کننده های مختلف خریداری کند.
دبیر اجرایی با بیان اینکه این همایش به همت کانون علمی فرهنگی رسانا برگزار می شود، ادامه داد: با نصب این کنتورها، خطای قرائت کنتور حذف می شود و انرژی در یک پایگاه داده ذخیره می شود.
به گفته خاتمی فرد، محورها و موضوعات همایش در سه دسته اصلی سیستم انتقال، سیستم توزیع و مصرف کننده طبقه بندی می شود که شامل موضوعاتی نظیر پایش، کنترل و حفاظت گسترده سیستم قدرت، فناوری اندازه گیری فازوری، معماری شبکه هوشمند، زیرساخت های مخابراتی و امنیت اطلاعات، استانداردها و پروتکل های شبکه هوشمند، ریزشبکه ها، شناسایی خطا و بازیابی شبکه، (AMI) اندازه گیری هوشمند و زیرساخت اندازه گیری پیشرفته، قیمت گذاری آنی برق، کنترل مستقیم بار و برنامه های پاسخگویی بار و فناوری zigbee می شود.
دوربین دیجیتال 200 مگاپیکسلی سال 2011 وارد بازار میشود
این شرکت که اغلب دوربینهای دیجیتالی با امکانات معمولی تولید میکنند و تخصصی در طراحی دوربینهای دیجیتالی حرفهای ندارد، لنز جدید 200 مگاپیکسلی خود را روی قاب مدل قبلی دوربین خود قرار خواهد داد و تا سه ماهه نخست سال 2011 میلادی به طور رسمی در بازار به فروش میرساند.
گفتنی است معمولا" دوربینهای تولید شده توسط این شرکت دارای کیفیت متوسط هستند و سرعت پایینی در عکس برداری و تحلیل عکس به صورت دیجیتالی دارند، بر این اساس گفته میشود دوربین 200 مگاپیکسلی این شرکت میتواند بیشتر به صورت یک جنس تزیینی مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته کارشناسان، سرعت پایین در عکسبرداری و همچنین وضوح تصویر فوقالعاده بالایی که در این لنز به کار گرفته شده باعث میشود که عکس برداری از یک صحنه معمولی با این دوربین 200 مگاپیکسلی نزدیک به 30 ثانیه زمان لازم داشته باشد.
با این وجود مسئولان این شرکت آلمانی امیدوارند این دوربین 200 مگاپیکسلی بتواند در برخی از کاربریهای اداری و تجاری مورد استفاده قرار گیرد و فناوریهای موجود در این دوربین بتواند رضایت کاربران را جلب کند.
گفتنی است حجم بالای تصاویر ذخیره شده از طریق عکس برداری با این دوربین و همچنین زمان زیادی که به منظور عکس برداری با این دوربین هدر میرود، منبع انرژی این دوربین را نیز به سرعت تخلیه میکند و این امر میتواند مشکلات زیادی را برای کاربران این نوع دوربینها به همراه داشته باشد.
سلام , به وبلاگ انجمن علمی برق دانشگاه هرمزگان خوش آمدید.